پاییز
عروس فصل ها
نه سفید پوش،
عروس، با رنگین لباسی زیباست
پاییز
آرام آرام شکفته شد با مهر
تا من با خیالِ حضورت
مرهم، بر دردِ انتظار چشم هایم گذارم
غزل غزل، برای ناز نگاه ات واژه ها را بسرایم
پاییز
یادآور روزهایی است که شانه به شانه ی هم
کوچه پس کوچه هایش را قدم زدیم
هم نوا با خش خش برگ ها در زیر پاهایمان
حلاوت دوستت دارم ها را به جان کشیدیم ...
پاییز
یادآور نیمکت چوبی در زیر تک درخت بید مجنون باغی است
که بارها
تن و روح و احساس مان را کنار هم لمس کرد
بوسه هایمان را نظاره گر بود
قرارِ دیدارهایمان را، لحظه به لحظه به ثبت رساند ...
پاییز
یادآور باران های عاشقانه ای است
که از معاشقه ی ابر و آسمان تولد یافت
بذر عشق مان را بارور،
نفس هایمان را طراوت بخشید
و کمی آنسوتر، سبزترین بهار را به تصویر کشید
ای کاش شاعری پیدا شود ، تا در دل پاییز
در وصفِ وصل ، شعری بسراید
پاییز را نه فصلِ وداع
که فصل وصال ، بخواند
تا بعد از من و تو
پاییز را
فصلِ " وصـال عـاشـقـانـه " بنامند (آذر ماه 96)
" مریم ... شیرین ناز"
کوتاه ترین شعرم...ما را در سایت کوتاه ترین شعرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138