دوش وقت سحر ...

خرید بک لینک

دوش وقـتِ سَـحَـر از غُـصـه نـجـاتم دادنـد

وانـدر آن ظـلـمـتِ شــب آبِ حـیـاتـم دادنـد

بـیـخـود از شَـعْــشَـعِـهٔ پــرتــوِ ذاتـم کـردنـد

بــــاده از جـــــامِ تَــجَــلّیِ صــفــاتــم دادنـد

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شـبِ قـــدر کـه ایـن تـازه بـراتـم دادنـد

بعد از این رویِ من و آیـنـهٔ وصـفِ جـمال

کـه در آنـجـا خـبـر از جـلـوهٔ ذاتـــم دادنـد

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟

مـسـتـحـق بـودم و ایـنهـا بـه زکـاتـم دادنـد

هـاتـف آن روز به من مـژدهٔ این دولـت داد

که بِـدان جـور و جـفـا صـبـر و ثباتم دادنـد

این همه شـهـد و شـکـر کز سخنم میریزد

اجـرِ صـبـریـسـت کز آن شـاخِ نــباتم دادنـد

همّتِ حـافـظ و انـفـاسِ ســحــرخـیـزان بود

کــه ز بــنــدِ غــــــمِ ایّــــام نــجــاتــم دادنـد

( ۲۳ رمضان ۱۴۴۵ قمری)


برچسبها: مجموعه آثار, حافظ

کوتاه ترین شعرم...

ما را در سایت کوتاه ترین شعرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:19

صفحه بندی